من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم , نمی دانم
امید روشنایی گرچه در این تیرگی ها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک , با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه , چون خورشید
سرود فتح می خوانم
رسانه ملی باز ترجیح داد میلی باشد !
از همان شبی که دکتر اطاعت در برنامه ی رو به فردا حاضر شد , می شد گمان زد که صدا و سیما می خواهد جامعه را به سوی آرامش پیش ببرد اما صحبت های صادقانه و شجاعانه دکتر اطاعت صدا و سیما را شوکه کرد .
پس از آن ماجرا صدا و سیما از ۲۴ ساعت روز ۲۳ ساعت نقد صحبت های ۴۰ دقیقه ای دکتر اطاعت را می کرد و جدیدترینش همین برنامه ی دیشب شبکه ی قرآن بود ( چهارشنبه – ۷/۱۱/۸۸ ) .
با نزدیک شدن به دهه ی فجر برنامه ی جدید با عنوانی مشابه برنامه ی رو به فردا به روی آنتن رفت به اسم دیروز ,امروز , فردا با مجری گری همان مجری خوش سابقه ( وحید یامین پور ) , این برنامه دیگر مثل رو به فردا عمل نکرد و از همان دقایق اولیه با کسانی شروع کرد که رییس جمهور منتخب یک ملت را کاکا سیاه می نامند .
پریشب مهمان برنامه پناهیان بود که واقعا چقدر صدا و سیما انصاف و مروت را رعایت کرده است که از کسانی دعوت کرده که در مورد انقلاب ۵۷ ایران صحبت کنند که خود در صحنه ی انقلاب حضور نداشتند .
رجا نیوز امروز خبر داد که مهمان برنامه ی امشب دیروز , امروز , فردا حمید رسایی است البته مهمان که چه عرض کنم اینها میزبان هستند چون صدا و سیما مال خودشان است .
رسایی که با حسینیان مشترکا ملقب به وکیل الدوله شده اند حتی با باهنر هم که یکی از اصولگرایان است سر دعوا دارد , اصلا این آدم با هرکس که انتقادی در مورد دولت پس از نهم بکند دعوا دارد و این روزها هم که در مورد حرف های مشایی ساکت است و فقط یک مقاله نوشته وبه نصیحت کردن محمود احمدی نژاد بسنده کرده است .
بنده یک نصیحت برادرانه به صدا و سیما می کنم که اگر می خواهد کسی را دعوت کند و در مورد جریان های پس از انتخابات و اینها صحبت کند ,اول کسی را دعوت کند که حداقل خود جبهه ی اصولگرایان قبولش داشته باشد و دوم اینکه با صحبت هایش آتش خشم مردم را بیشتر نکند چون کسانی مثل روح الله حسینیان و حمید رسایی و … فقط با صحبت هایشان آتش خشم مردم را بیشتر می کنند و در جناح اصولگرایان هم چندان مطرح نیستند .
حال ببینیم این رسانه ی گوش به فرمان تا کجا می خواهد پیش برود و تا کجا پل های پشت سرش را خراب می کند.
این شیخ اهل دست دادن با دست های خونی نیست , مطمئن باشید
دیروز خبرگزاری های حامی دولت خبری را مربوط به شیخ مهدی کروبی منتشر کردند که سر تا پای این خبرها چیزی بیشتر از دروغ نبود .
من شیخ را خوب می شناسم , اهل سازش نیست , همان موقعی که در مجلس ششم , مجلس را ترک کرد و گفت که تا نماینده ی مردم همدان آزاد نشود من پا توی این مجلس نمی گذارم , فهمیدم این شیخ بخاطر منفعت خودش پشت به مردم نمی کند .
خبرگزاری های کودتا انگار خیلی دوست دارند بشنوند که کروبی عقب نشینی کرده است و این مثل آرزویی برایشان می ماند . موقعی که مهندس موسوی بیانیه ی هفدهم خود را صادر کرد , خبرگزاری های حامی دولت آنقدر نوشتند که موسوی دولت را به رسمیت شناخته که خودشان هم این دروغ را باور کردند .
من از این بابت مطمئنم که شیخ کروبی , مهندس موسوی و سید محمد خاتمی با کسانی که دست های پر از خون داشته باشند دست نمی دهند .
حال آنها هرچقدر می خواهند بگویند , ما طرفدارن جنبش سبز می دانیم که این اخبار قصدی جر تفرقه افکنی بین جنبش ندارد پس بگذارید این دروغ ها را برای آنها بگویند که می آیند روی ملت خویش باتوم و کلت می کشند و با این دروغ ها برای حمله به مردم مصمم تر شوند و ندانند که چه عاقبتی پیش روی آنهاست .
پیام اسامه بن لادن به آمریکا , خوشحالی ایران یا ناراحتی
امروز بود که شبکه ی قطری الجزیره پیامی صوتی منصوب به اسامه بن لادن را پخش کرد . اسامه بن لادن در این پیام به آمریکا هشدار داد که اگر از حمایت های خود از اسراییل دست بر ندارد و نوار غزه همچنان در محاصره ی اسراییل باشد , اوضاع را برای آمریکا تنگ می کند و به سوی نا امنی پیش می برد .
اسامه بن لادن در این پیام صوتی تلاش جوان نیجرییه ای را برای منفجر کردن هواپیمای آمریکایی در هوا تلاشی قابل ستایش خواند . همچنین او از کسانی که باعث به وجود آمدن واقعه ی یازده سپتامبر شدند به عنوان قهرمان یاد کرد .
اما نکته ی مبهمی که در این پیام وجود دارد این است که آیا ایران از این پیام خوشحال شده است یا ناراحت ؟
به نظر من ایران از این پیام خوشحال شده است به چند دلیل :
۱- یکی از دلایلی که باعث شده است اسامه بن لادن آمریکا تهدید کند , حمایت آمریکا از اسراییل است و این می تواند نقطه ی مشترکی بین ایران و گروه تروریستی القاعده باشد
نکته : این که می تواند بین ایران و القاعده نقطه ی مشترکی باشد بدین معنا نیست که ایران با القاعده همکاری می کند بلکه در مواردی سیاست خارجه حکم می کند که در بعضی موارد برای نابودی دشمن با یکی دیگر از دشمنانت همراه شوی , همانگونه که ما در جریان حمله به افغانستان به انگلیس در طبس پایگاه هوایی دادیم .
۲- ایران این روزها خیلی علاقه دارد که آمریکا درگیر مسائلی شود تا آمریکا زیاد نتواند بر روی تحولات ایران دقت کند .
۳- ایران به شدت نیاز به ناامنی منطقه دارد , زیرا در آنصورت می تواند دست به کارهای دلخواهش بزند . القاعده می تواند سوژه ی خوبی برای نا امنی منطقه باشد , اگر این روزها اوضاع منظقه نا امن شود حکومت ایران به راحتی می تواند مخالفانش را سرکوب کند .
نکته : اگر اسراییل قصد حمله به ایران کند , هم به تمامیت ارضی کشور لطمه وارد می شود و هم حکومت با دستی باز برای سرکوب مردم “خداجو” آماده می شود , این روزها دولت نیاز به یک دشمن خارجی آماده دارد نه یک دشمن خارجی توهمی .
برای چهلمین روز نبود پدر
۹ بهمن , چهلمین روز درگذشت آیت الله العظمی منتظری است . آیت الله منتظری هم بودنش خیر داشت هم نبودنش اما این روزها خیلی نیاز به صحبت های مجاهدی نستوه چون او داریم .
داشتم جدیدترین عکسی را که وبسایت آیت الله منتظری بعد از وفات او گذاشته بود را نگاه می کردم , عکس هایی از خواب او , خوابی که هیچوقت از آن بلند نشد .
نمی دانم چرا هر وقت نگاهم به آیت الله منتظری با چشم های بسته میفتد دلم می خواهد گریه کنم , دلم می خواهد برای مظلومیتش گریه کنم .
این روزها نیاز داریم به کسی مثل آیت الله العظمی منتظری , مردی که هیچوقت تاریخ کسی شبیه او را نخواهد دید .
عکس :

دیشب چه اتفاقی افتاده بود که مجری برنامه منتقد روح الله حسینیان شده بود
والا نمی دانم دیشب چه اتفاق عجیبی رخ داده بود که وحید یامین پور با آن طرز تفکرش منتقد روح الله حسینیان شده بود , واقعا روح الله حسینیان یکی از آن آدم هایی است که اگر بخواهد یک لاس سیاسی با حسین شریعتمداری بزند آخرش حسین شریعتمداری منتقد حرف های او می شود .
من ۴ نفر را خیلی دوست دارم , دلیلش را هم خودتان می دانید :
۱- روح الله حسینیان
۲- حمید رسایی
۳- احمد خاتمی
۴- جنتی
مناظره هایی برای دلخوشی مجری
حدودا ۱۰ – ۱۲ روز پیش بود که پیامکی از یکی از دوستان برایم آمد که مطهری در مناظره ای ترکانده , ما هم چه می دانستیم که چه برنامه ای است زیرا آنروزها آنقدر فارسی وان نگاه کرده بودیم که دیگر صدا و سیمای میلی برایمان جذاب نبود .
پیگیر قضیه شدیم , بالاترین را دیدیم , دیدیم همه دارند در مورد مناظره صحبت می کنند . ما باز هم پیگیر شدیم که چه برنامه ای است , خلاصه برنامه را پیدا کردیم و اولین نکته ی جالبی که در برنامه به چشمم خورد مجری برنامه بود , وحید یامین پور . کسی که سیمایی دوست داشتنی دارد اما فکرش زیاد با ما نمی خواند .
خلاصه نگاه کردیم کواکبیان آمد بعدش دیدیم این بیچاره از هر دری ۱۰ تا فحش و ناسزا می خورد . انصافا کواکبیان جلوی حسین شریعتمداری به اندازه ی وسعش حرف زد اما انگار ما هم همه چیز را یک شبه می خواهیم .
روز بعدش دیدم سایت ارزشی رجا نیوز نوشته مناظره ی امشب در برنامه ی رو به فردا جواد اطاعت از اعتماد ملی , همین که اسم جواد اطاعت را دیدم کفم برید البته رجانیوز باز گاف زد زیرا جواد اطاعت ۶ ماه است که با بنیاد باران همکاری می کند و در ادامه هم نوشت که با علیرضا زاکانی به مناظره می پردازد .
آنشب شب خوبی بود انگار درد های چندساله ما اصلاح طلبان بیرون ریخت انگار هر چقدر حرف می زدیم وقت کم می آوردیم مجبور بودیم تند تند حرف بزنیم تا تمام ظلم هایی را که در حقمان شده است را بازگو کنیم .
جواد اطاعت حرف های قشنگ و بجایی زد که برای یک دانه از آنها هم علیرضا زاکانی جوابی نداشت , از صحبت های جواد اطاعت از اقتصاد تا مجلس پر افتخار ششم و سرکوب گسترده ی معترضان .
ما داشتیم دیگر باورمان می شد که صدا و سیمای میلی دارد به سمت میلی بدون ” ی ” پیش می رود اما انگار آقایان فکر دیگری روی این مناظره ها باز می کردند , آقایان فکر نمی کردند دکتر اطاعت بخواهد اینچنین به حاکمان بتازد و من حاضرم با هر کس اعم از جنبش سبز یا جنبش غیر سبز و اینها شرط ببندم که ضرغامی پس از مناظره ی جواد اطاعت با علیرضا زاکانی ۱۵ عدد قرص خواب آور خورده تا توانسته خوابش ببرد البته بعد از مناظره ما هم داشتیم خیال پردازی می کردیم که اگر سید مصطفی تاج زاده با حسین شریعتمداری مناظره می کرد حسین شریعتمداری در آخر برنامه به چه نوع سکته ای دار فانی را وداع می گفت ( در مصادیق جرم , توهین به مدیر مسوول کیهان جرم محسوب نمی شود )
حدود یک هفته پیش بود که باز سایت عرزشی رجا نوشت که مهمانان رو به فردا محسن رضایی و ولایتی هستند ولی همین امروز (۸۸/۱۱/۱) فهمیدیم که تکذیب شده است یعنی رجا خبر خودش را تکذیب کرد که زیاد هم جای تعجب نداشت .
توی ماشین بودیم زنگ زدند گفتند که ” دعوا ” است ما هم زنگ زدیم خانه به مادرمان گقتیم “دعوا شده دعوا شده بزن شبکه ی ۳ ” او هم زد و ما گفتیم مناظره کننده ها چه کسانی هستند و از قضا که مادر ما خوب نمی شناخت گفت انصاریان , ما هم گفتیم انصاریان نداریم و حتما مجید انصاری است .
به خانه رسیدیم دیدیم بله روح الله حسینیان و بروجردی به مناظره که البته بیشتر به لاس سیاسی شبیه است می پردازند . ما هم یک ۱۰ دقیقه نگاه کردیم و چقدر هم خندیدیم که چقدر ۳ نفری دارند کیف می کنند روح الله حسینیان می گوید بروجردی تایید می کند یامین پور هم از حرف های آن دوتای دیگر حال می کند , انگار این مناظره را گذاشته اند تا دل وحید یامین پور خوش باشد که بله به طرقی هم می شود مردم را خر فرض کرد .
دیدی من و تو ما شدیم , آنها ترسیدند تو را ربودند
تا چند وقت پیش آنقدر که برای احمد زید آبادی ناراحت بودم برای هیچ کس دیگری این حالت را نداشتم حتی برای آیت الله العظمی منتظری , مهدی بازرگان و ….
امروز خبری باز شوکه ام کرد مثل همیشه اتفاقی , ناگهانی . انگار یکی هر دو هفته یک بار دنیا را روی سرمان خراب می کند و می رود .
یکی پیامک زد و گفت که مهندس صفایی ۶ سال حبس خورده , جدا از اینکه این حبس ها هیچ کدامشان به پایان نمی رسند و صرفا برای مرگ سیاسی افراد است اما باز ناراحت شدم .
آن روزی که آن عکس های دردآور را از صفایی در بیدادگاه چهارم دیدم , آنروزی که شنیدم صفایی نخواسته مرخصی برود دلم گرفت اما نه انقدر , نه انقدر که بخواهند با تنها مدیر لایق ( البته با محمد دادکان عزیز ) ورزشی کشور چنین حرکت زشتی کنند .
نمی دانم خبر های خوب کی از راه می رسد ما ۲ ماه است خبرهای بد بهمان می رسد , انشالله خبر های خوب هم در راه است .
پی نوشت : در راستای اینکه ” آدم چاق ” که خیلی بی ربط و وقت نشناس است با کامنت هایش دهان ما را باز می کند از این به بعد بنده ضمانت جان ایشان را بعد از کامنت گذاری تایید نمی کنم . امیدوارم ساختمان های روی سرش خراب شود .
برای تو که بازجویان را نیز نصیحت می کنی
حدود هفت ماه از آن رزوها سیاه می گذرد . هفت ماه است که پاک ترین فرزندان این کشور دربند هستند .
۲۰۸ روز پیش دکتر میردامادی – دبیر کل جبهه مشارکت ایران اسلامی – در خانه اش بدون هیچ حکم قضایی به جرم دفاع از حق مردم بازداشت شد .
اگر از دکتر میردامادی زیاد نگفته باشیم کم هم نگفتیم . او دانشجوی خط امام بود , او در خط امام بود نه کسانی که این روزها به اسم امام , به نام خط امام , به اسم ولایت , به اسم علی ( ع ) آدم زیر می گیرند , در ماه حرام آدم می کشند , برادران و خواهران خود را که در یک خاک بزرگ شده اند شکنجه می کنند اما آنهایی را که روزی دشمن این خاک بودند هنوز هم در صحبت هایشان پیداست که هستند ” برادر ” می نامند .
۲۰۸ روز می گذرد , ۲۰۸ روز طوفانی , ۲۰۸ روز سیاه , ۲۰۸ روز سبز . آقایان می خواهند تصفیه حساب شخصی کنند یادشان رفته که همین هایی که حق مردم را پایمال کردند روزی می گفتند باید برویم به جای سفارت آمریکا سفارت شوروی را بگیریم .
ظالمان فکر می کنند که با دربند کردن اندیشه ها می توانند صدای حق خواهی و عدالتخواهی را بخوابانند , فکر کرده اند می توان با بازداشت و شکنجه و تجاوز این صدای رسای سبز را فرونشاند , فکر کرده اند می توانند کاری کنند که این ملت سبز خون ندا ها و سهراب از یادش برود , فکر کرده اند می توانند کاری کنند که این مردم , ظلم هایی را که ظالمان در حق مرحوم آیت الله العظمی منتظری کردند را فراموش کنند .

حال آنان که تازه به قدرت رسیده اند می خواهند نسل انقلاب را حذف کنند . می خواهند کسانی را که حماسه ساز ۱۳ آبان بودند را حذف کنند همان حماسه ای که امام خمینی از آن به اسم انقلاب دوم نام برد .
بازداشت های غیر قانونی به هیچ کس جز خودشان لطمه وارد نمی کند , حال بیایید دادگاه میردامادی را فروردین ۸۹ بیندازید , دادگاه صفایی فراهانی را برگزار نکنید , حکم برای تاج زاده صادر نکنید .
نتیجه هایی که این بازداشت ها به همراه دارد شکستن بازجویان در برابر بازداشت شدگان است و مقاومت بیشتر بازداشت شدگان است .
این جمله که ” محسن میردامادی به بازجویش گفته است که خدا لطف کرده مرا سر راه تو قرار داده تا تو را نصیحت کنم و به راه راست هدایتت کنم ” را فراموش نمی کنم .
این بازداشت شدگان روزی به میان مردم خواهند آمد و محبوب تر از همیشه خواهند بود در حالی که سرنوشت ظالمان همیشه نفرت و سقوط است .
سپاه پاسداران = قوه قضاییه , وزارت اطلاعات , نهاد ریاست جمهوری , شرکت خصوصی سازی …
واقعا دم بچه های پرتلاش سپاه گرم . این بچه ها خستگی ناپذیرند . با این که تعدادشون کمه ولی واقعا دارن جای صدتا ارگان کار می کنن و همشون اصلا چشم داشتی ندارن .
این روزها سپاه سرش خیلی شلوغه ( البته حائری شیرازی هم سرش شلوغه چون قراره تو فدراسیون تیراندازی محارب بکشه ) بیچاره ها مجبورن گوشی های این منافق های کوردل و خفاش رو کنترل کنن , شنود کنن , بعدا دستگیرشون کنن , تفهیم اتهام کنن , بازجویی کنن , انفرادی کنن و در آخرم حکم براشون صادر ” کنن ” .
به غیر از اینها در مواردی نیروی انتظامی رو هم باید در اختیار بگیرند واقعا که بچه های پرتلاشی هستند .
در مواردی هم گزارش شده که این بچه های پرتلاش خطوط اینترنت رو کنترل می کنن که مبادا کسی فتنه بپا کنه البته این بچه ها کلا تو کار کنترل هستند .
این روزها سپاه در مزایده و مناقصه های عادلانه ی شرکت خصوصی سازه شرکت شرکت می کنه بعدا که حریفاش خود به خود بر اثر گازگرفتی مردند این مزایده یا مناقصه ها رو برنده می شه که اون موقع هست که اقتصاد ما خصوصی سازی می شه .
دمشون گرم همینجوری ادامه بدن تا یه مدت دیگه می تونن رییس جمهور و رییس مجلس و رییس مجمع تشخیص مصلحت و از این جور چیزا انتخاب کنن .
به این میگن شایسته سالاری , هرکی تخصصش بیشتر بود سریعتر پیشرفت می کنه !
به سبزی دلت قسم که تو طاقت می آوری
روزهایمان خوب نمی گذرد , دیشب ( ۱۷ / ۱۰ / ۸۸ ) با بچه ها رفته بودیم پیش یکی از دوستانی که تازه از بند در آمده بود . همه می خندیدیم , بحث شام و ” نوشابه ” می کردیم , بلند داد می کشیدیم , بلند می خندیدیم اما موقعی که خبری ناراحت کننده می خواست بدهد صدا ها پایین می آمد , هر کس که می شنید آهی می کشید هرکس که می شنید دستی در موهایش می کرد سرش را پایین می انداخت و فکر می کرد .
دیشب هم شب خوبی بود هم شب بدی شاید بدی هایش بیشتر از خوبی هایش بود , خوبی هایش این بود که دوستمان را دیدیم , دیدم که چه محاسنی به هم زده اما بدی هایش این بود که فهمیدیم یک نفر هر روز گریه می کند , یک نفر خبری از او در دست نیست , دهها اسم شنیدیم , صحبت از شکنجه های روحی شد و ما بیشتر دلمان گرفت ما بیشتر دلمان برای دوستان دربندمان تنگ شد دلمان برای علی تارخ , علی نیکویی , سعید نورمحمدی , شهاب طباطبایی و … تنگ شد .
دلمان گرفت , دوست داشتیم گریه کنیم . موقعی که صدای آروم امید سعیدی را در تاکسی می شنیدم که با بغض و ناراحتی از علی تارخ حرف می زد دلم می گرفت موقعی که نمی توانستم راحت در مورد بچه ها صحبت کنم دلم می گرفت .
دلم می خواهد گریه کنم .
